این ازعکس های معدودیه که من  سه ساله نشسته  و داداشمو

که تنها یکسال از من بزرگتره و ایستاده رو نشون میده

یک خونه بزرگ که با عمو ها و مادر بزرگ پدری اونجا زندگی می کردیم

ده پونزده تا نوه که باهم در یک حیاط باغ مانند تا شب سر و کله هم میزدیم

از این نظر بسیار خوشبخت بودم و انواع شیطنت ها و بازی ها بود

که از بزرگتر ها یاد می گرفتیم و به کوچکتر ها یاد می دادیم

هر شش ماه یکبار برای مصرف همه در تنور نون پخته می شد و

 بساط رب و رشته بریدن و غوره گرفتن و قربانی  هر سال برپا بود.

کفتر و مرغ و غاز و بوقلمون و جوجه تیغی و لاک پشت و گربه و قناری و 

ماهی قرمز حوض و  اردک هم با ما زندگی میکردند!

 اون لاله ها جهاز مادر من و زن عموی بزرگ ترم هست 

جالبه که سماور برقی هم به عنوان کالای لوکس دکوری مشاهده می شود